سازمانی که در آن افراد فقط برای انجام وظایف امروز استخدام نمیشوند؛بلکه فرصت دارند
یاد بگیرند، رشد کنند، مسیر خود را بشناسند و برای نقشهای بزرگتر آماده شوند.
رشد آدمها، رشد سازمان
هیچ سازمانی بیشتر از ظرفیت آدمهایی که در آن کار میکنند، رشد نمیکند.
ممکن است بهترین افراد را جذب کرده باشید، ساختار مناسبی برای سازمان طراحی کرده باشید و عملکرد کارکنان را نیز بهطور منظم ارزیابی کنید؛ اما اگر برای رشد و توسعه آنها برنامهای نداشته باشید، بهمرور فاصله میان توانمندی کارکنان و نیازهای سازمان بیشتر خواهد شد.
فناوری تغییر میکند، بازار تغییر میکند، شغلها تغییر میکنند و انتظارات مشتریان و کارکنان نیز تغییر میکند. در چنین شرایطی، سازمانی موفقتر است که بتواند همزمان با این تغییرات، توانمندیهای کارکنان خود را نیز توسعه دهد.
توسعه منابع انسانی یعنی کمک به کارکنان برای اینکه امروز بهتر عمل کنند، فردا مسئولیتهای بیشتری بپذیرند و در مسیر رشد سازمان، نقش مؤثرتری داشته باشند.
ما در این بخش، توسعه منابع انسانی را یک فعالیت مقطعی و محدود به برگزاری دورههای آموزشی نمیدانیم؛ بلکه آن را یک فرایند مستمر میدانیم که از شناخت نیازهای توسعهای کارکنان آغاز میشود و تا ایجاد فرصتهای یادگیری، طراحی مسیرهای شغلی و آمادهسازی نیروهای مستعد برای نقشهای آینده ادامه پیدا میکند.
هدف نهایی ما ساده است:
ساختن سازمانهایی که برازنده انسانها باشد.
سازمانی که در آن افراد فقط برای انجام وظایف امروز استخدام نمیشوند؛ بلکه فرصت دارند یاد بگیرند، رشد کنند، مسیر خود را بشناسند و برای نقشهای بزرگتر آماده شوند.
بسیاری از سازمانها زمانی به فکر توسعه کارکنان میافتند که یک مشکل جدی به وجود آمده باشد؛ عملکرد یک مدیر پایین است، کارکنان مهارت کافی ندارند، یک موقعیت کلیدی خالی شده یا سازمان برای اجرای یک برنامه جدید با کمبود نیروی متخصص مواجه شده است.
اما توسعه منابع انسانی نباید یک واکنش اضطراری به مشکلات باشد.
توسعه باید از قبل طراحی شود.
اگر سازمان میداند در دو سال آینده به مدیران توانمندتر، کارشناسان متخصصتر، نیروهای چندمهارته یا رهبران جدید نیاز خواهد داشت، باید از امروز برای ساختن این ظرفیتها اقدام کند.
یک سیستم توسعه اثربخش به سازمان کمک میکند:
توسعه مؤثر با این سؤال شروع نمیشود که:
«چه دوره آموزشی برای کارکنان برگزار کنیم؟»
سؤال درست این است:
«سازمان ما برای رسیدن به اهدافش به چه قابلیتهایی نیاز دارد و کارکنان ما برای ایفای نقش مؤثرتر به چه قابلیتهایی نیاز دارند؟»
پاسخ به این سؤال، مسیر توسعه را مشخص میکند.
برای مثال، اگر سازمان قصد دارد وارد بازار جدیدی شود، ممکن است به مهارتهای جدید فروش، مذاکره، مدیریت مشتری یا تحلیل بازار نیاز داشته باشد.
اگر سازمان قصد دارد مدیران فعلی خود را برای نقشهای بالاتر آماده کند، ممکن است توسعه مهارتهایی مانند رهبری، تصمیمگیری، تفویض اختیار، مدیریت تعارض و کوچینگ ضروری باشد.
اگر مسئله اصلی، پایین بودن کیفیت عملکرد کارکنان باشد، ممکن است ابتدا لازم باشد علت شکاف عملکرد شناسایی شود و سپس برای رفع آن، اقدامات توسعهای طراحی شود.
بنابراین، آموزش تنها یکی از ابزارهای توسعه است؛ نه تمام آن.
ما در طراحی سیستم توسعه منابع انسانی، سه مسیر اصلی را در کنار یکدیگر قرار میدهیم:
برای افزایش دانش، مهارت و شایستگیهای موردنیاز امروز و آینده.
برای ایجاد تصویری روشن از فرصتهای رشد و پیشرفت کارکنان در سازمان.
برای آمادهسازی نیروهای مستعد جهت پذیرش نقشهای کلیدی و مسئولیتهای آینده.
این سه مسیر زمانی بیشترین اثربخشی را دارند که بهصورت یک سیستم یکپارچه طراحی و اجرا شوند.
آموزش زمانی ارزشمند است که به یک نیاز واقعی سازمان پاسخ دهد.
برگزاری دورههای آموزشی متعدد بدون شناخت نیازهای سازمان و کارکنان، لزوماً به معنای توسعه منابع انسانی نیست. ممکن است کارکنان ساعتها در دورههای آموزشی شرکت کنند، اما بعد از بازگشت به محیط کار، تغییری در عملکرد آنها ایجاد نشود.
ما آموزش را از نیاز واقعی کسبوکار و شغل شروع میکنیم.
در این فرایند، ابتدا بررسی میکنیم که سازمان برای دستیابی به اهداف خود به چه قابلیتهایی نیاز دارد، کارکنان در چه زمینههایی با شکاف دانشی، مهارتی یا شایستگی مواجه هستند و چه نوع مداخلهای میتواند این شکاف را برطرف کند.
بر اساس این تحلیل، برنامههای آموزشی و توسعهای متناسب با شرایط سازمان طراحی میشوند.
این برنامهها میتوانند شامل آموزشهای تخصصی، مهارتهای مدیریتی، شایستگیهای رفتاری، مهارتهای ارتباطی، رهبری، کار تیمی، حل مسئله، تصمیمگیری، فروش، خدمات مشتری، ایمنی و سایر نیازهای اختصاصی سازمان باشند.
اما کار ما با برگزاری دوره تمام نمیشود.
اثربخشی آموزش زمانی معنا پیدا میکند که آموختهها به محیط کار منتقل شوند و در عملکرد واقعی کارکنان دیده شوند.
به همین دلیل، در طراحی برنامههای توسعهای به موضوعاتی مانند نیازسنجی آموزشی، طراحی برنامه توسعه، انتخاب روش یادگیری، اجرای آموزش، ارزیابی اثربخشی و پیگیری انتقال یادگیری به محیط کار توجه میکنیم.
خروجی مورد انتظار
هدف ما این نیست که فقط تعداد دورههای برگزارشده یا ساعات آموزش را افزایش دهیم.
هدف این است که:
یادگیری به تغییر رفتار، بهبود عملکرد و ایجاد قابلیت جدید در سازمان منجر شود.
یکی از مهمترین پرسشهایی که کارکنان از خود میپرسند این است:
«اگر در این سازمان بمانم و خوب عمل کنم، آینده شغلی من چه خواهد بود؟»
وقتی پاسخ روشنی برای این سؤال وجود نداشته باشد، کارکنان ممکن است احساس کنند که مسیر مشخصی برای رشد ندارند.
از طرف دیگر، سازمان نیز ممکن است نیروهای توانمند خود را از دست بدهد؛ نه به این دلیل که از کار خود ناراضی هستند، بلکه چون آیندهای برای رشد خود در سازمان نمیبینند.
طراحی مسیر شغلی به سازمان کمک میکند مسیرهای رشد و پیشرفت شغلی را برای نقشهای مختلف مشخص کند.
در این فرایند، مشخص میشود که یک فرد برای حرکت از یک سطح شغلی به سطح بالاتر، چه توانمندیهایی باید داشته باشد، چه تجربههایی کسب کند و چه شرایطی را پشت سر بگذارد.
برای مثال، مسیر رشد یک کارشناس میتواند به سمت کارشناس ارشد، سرپرست و سپس مدیر طراحی شود؛ اما این مسیر نباید صرفاً بر اساس سابقه خدمت یا گذشت زمان تعیین شود.
رشد شغلی باید بر اساس شایستگی، عملکرد، تجربه و آمادگی فرد اتفاق بیفتد.
به همین دلیل، در طراحی مسیرهای شغلی، ارتباط میان مشاغل، سطوح شغلی، شایستگیهای موردنیاز، آموزشها و تجربههای لازم برای رشد بررسی میشود.
نتیجه این کار، ایجاد تصویری روشنتر از فرصتهای رشد در سازمان است؛ هم برای کارکنان و هم برای مدیران.
مسیر شغلی چه کمکی به سازمان میکند؟
طراحی مسیر شغلی میتواند به سازمان کمک کند تا:
فرض کنید فردی که سالها مسئول یکی از نقشهای کلیدی سازمان بوده، ناگهان سازمان را ترک کند.
چه اتفاقی میافتد؟
اگر پاسخ این پرسشها مشخص نباشد، سازمان در زمان خروج یک نیروی کلیدی ممکن است با یک خلأ جدی مواجه شود.
جانشینپروری یعنی سازمان برای نقشهای مهم و آینده خود، از قبل آماده باشد.
در فرایند جانشینپروری، مشاغل و نقشهای کلیدی سازمان شناسایی میشوند، افراد مستعد برای تصدی این نقشها ارزیابی میشوند و برای افزایش آمادگی آنها برنامه توسعه طراحی میشود.
بنابراین، جانشینپروری به معنای انتخاب یک نفر بهعنوان جایگزین قطعی نیست.
بلکه یک فرایند مستمر برای:
شناسایی استعدادها → ارزیابی آمادگی → توسعه قابلیتها → کسب تجربه → آمادهسازی برای نقش آینده
است.
این رویکرد بهویژه برای نقشهایی اهمیت دارد که خروج ناگهانی صاحب آنها میتواند فعالیت سازمان را با اختلال جدی مواجه کند.
جانشینپروری چه مسئلهای را حل میکند؟
جانشینپروری به سازمان کمک میکند تا:
در واقع، سازمان به جای اینکه بعد از خالی شدن یک جایگاه کلیدی به دنبال فرد مناسب بگردد، از قبل برای ساختن گزینههای مناسب سرمایهگذاری میکند.
مسیر توسعه کارکنان چگونه طراحی میشود؟
یک سیستم توسعه اثربخش را نمیتوان با یک نسخه یکسان برای همه کارکنان طراحی کرد.
هر شغل، هر فرد و هر مرحله از مسیر شغلی، نیازهای متفاوتی دارد.
به همین دلیل، ما در طراحی برنامههای توسعه، تلاش میکنیم میان سه موضوع ارتباط برقرار کنیم:
نیاز سازمان
سازمان برای رسیدن به اهداف آینده خود به چه قابلیتهایی نیاز دارد؟
نیاز شغل
فرد برای عملکرد موفق در شغل فعلی یا شغل آینده خود به چه شایستگیهایی نیاز دارد؟
نیاز فرد
فرد در حال حاضر چه توانمندیهایی دارد، چه نقاط قابل توسعهای دارد و به چه نوع تجربه و یادگیری نیازمند است؟
وقتی این سه موضوع در کنار هم قرار میگیرند، برنامه توسعه از یک فهرست عمومی از دورههای آموزشی به یک نقشه توسعه هدفمند تبدیل میشود.
رویکرد ما در توسعه منابع انسانی
ما معتقدیم توسعه کارکنان نباید صرفاً مسئولیت واحد منابع انسانی باشد.
مدیران، سرپرستان و خود کارکنان نیز باید در این فرایند نقش داشته باشند.
به همین دلیل، در طراحی سیستمهای توسعه تلاش میکنیم توسعه را به بخشی از تجربه روزمره کارکنان تبدیل کنیم.
یادگیری میتواند از طریق آموزش رسمی اتفاق بیفتد، اما فقط به آموزش محدود نیست.
تجربه، پروژه، مسئولیت جدید، مربیگری، کوچینگ، کار با افراد باتجربه، چرخش شغلی و دریافت بازخورد نیز میتوانند بخش مهمی از مسیر توسعه باشند.
به همین دلیل، برنامه توسعه کارکنان میتواند ترکیبی از روشهای مختلف باشد:
هدف، انتخاب روشی نیست که صرفاً جذاب به نظر برسد؛ هدف، انتخاب مناسبترین روش برای ایجاد قابلیت موردنیاز است.
توسعه برای همه؛ نه فقط برای مدیران
توسعه منابع انسانی نباید فقط برای مدیران ارشد و استعدادهای خاص سازمان باشد.
هر کارمند، متناسب با نقش، توانمندی و مسیر شغلی خود، باید فرصت رشد داشته باشد.
یک کارگر میتواند مهارتهای جدیدی یاد بگیرد و مسئولیتهای بیشتری بپذیرد.
یک کارشناس میتواند به متخصص یا سرپرست تبدیل شود.
یک سرپرست میتواند برای مدیریت آماده شود.
و یک مدیر میتواند برای نقشهای پیچیدهتر و رهبری سازمان آماده شود.
البته همه کارکنان قرار نیست مدیر شوند.
رشد همیشه به معنای ارتقای عمودی نیست.
گاهی رشد یعنی عمیقتر شدن تخصص فرد، افزایش دامنه مسئولیت، کسب مهارتهای جدید، ورود به یک مسیر تخصصی متفاوت یا تبدیل شدن به یک متخصص کلیدی.
یک سیستم توسعه خوب، برای انواع مسیرهای رشد فرصت ایجاد میکند.
ارتباط توسعه با مدیریت عملکرد
توسعه و ارزیابی عملکرد دو فرایند جدا از یکدیگر نیستند.
ارزیابی عملکرد به ما نشان میدهد:
«فرد امروز چگونه عمل میکند؟»
توسعه به این سؤال پاسخ میدهد:
«چگونه میتوانیم عملکرد و ظرفیت او را بهتر کنیم؟»
وقتی ارزیابی عملکرد نشان میدهد یک کارمند در مهارت خاصی نیاز به بهبود دارد، این موضوع میتواند به یک برنامه توسعه تبدیل شود.
از طرف دیگر، اگر فردی عملکرد مطلوبی دارد اما برای پذیرش مسئولیتهای بزرگتر آماده نیست، میتوان برای او برنامه توسعهای طراحی کرد تا شکافهای موجود را برطرف کند.
به این ترتیب، ارزیابی عملکرد از یک فرایند صرفاً کنترلی فاصله میگیرد و به ابزاری برای رشد کارکنان تبدیل میشود.
ارتباط توسعه با مسیر شغلی و جانشینپروری
سه خدمت اصلی این بخش نیز به همین شکل به یکدیگر متصل هستند.
ممکن است در طراحی مسیر شغلی مشخص شود که یک کارشناس برای رسیدن به سطح سرپرستی، به مجموعهای از شایستگیها نیاز دارد.
در مرحله بعد، برنامه توسعه فرد مشخص میکند که چگونه باید این شایستگیها را کسب کند.
اگر همین فرد بهعنوان یکی از گزینههای مناسب برای یک نقش کلیدی شناسایی شود، برنامه جانشینپروری نیز میتواند مسیر توسعه او را هدفمندتر کند.
بنابراین:
مسیر شغلی مشخص میکند فرد میتواند به کجا برسد.
ارزیابی مشخص میکند اکنون کجاست.
برنامه توسعه مشخص میکند چگونه از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب برسد.
جانشینپروری مشخص میکند کدام افراد میتوانند نقشهای کلیدی آینده را بر عهده بگیرند.
این ارتباط، توسعه منابع انسانی را از مجموعهای از فعالیتهای پراکنده به یک سیستم منسجم تبدیل میکند.
خروجیهای خدمات توسعه منابع انسانی
با توجه به نیاز سازمان، خروجیهای این بخش میتواند شامل موارد زیر باشد:
این خروجیها متناسب با اندازه، ساختار، صنعت، اهداف و بلوغ منابع انسانی هر سازمان طراحی میشوند.
چرا ما؟
توسعه منابع انسانی زمانی نتیجه میدهد که با واقعیت سازمان ارتباط داشته باشد.
ما به دنبال طراحی برنامههایی نیستیم که فقط روی کاغذ کامل به نظر برسند. تلاش میکنیم راهکارهای توسعهای را متناسب با شرایط واقعی سازمان، نیازهای کسبوکار، ویژگیهای مشاغل و ظرفیت کارکنان طراحی کنیم.
برای ما مهم است که توسعه:
هدف داشته باشد، قابل اجرا باشد و اثر آن در سازمان دیده شود.
به همین دلیل، رویکرد ما بر سه اصل استوار است:
توسعه متناسب با نیاز
هر سازمان و هر شغل نیازهای متفاوتی دارد؛ بنابراین برنامه توسعه باید متناسب با همان نیاز طراحی شود.
توسعه متصل به کسبوکار
هدف نهایی توسعه، صرفاً افزایش دانش کارکنان نیست؛ بلکه ایجاد قابلیتهایی است که به تحقق اهداف سازمان کمک میکنند.
توسعه انسانی
کارکنان فقط منابعی برای انجام کار نیستند. آنها انسانهایی با استعداد، انگیزه، علایق و ظرفیت رشد هستند. توسعه زمانی معنا پیدا میکند که سازمان همزمان به نیازهای کسبوکار و فرصت رشد انسانها توجه کند.
توسعه، سرمایهگذاری برای آینده است
سازمانها معمولاً برای تجهیزات، فناوری، زیرساخت و توسعه بازار سرمایهگذاری میکنند؛ اما یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای هر سازمان، سرمایهگذاری روی انسانهاست.
زیرا تجهیزات را میتوان خرید، فناوری را میتوان بهروزرسانی کرد و فرایندها را میتوان تغییر داد؛ اما ساختن یک تیم توانمند، زمان میبرد.
اگر امروز برای توسعه کارکنان سرمایهگذاری نکنیم، ممکن است فردا برای کمبود مهارت، نبود مدیر آماده، خروج نیروهای توانمند یا ناتوانی در اجرای استراتژی هزینه بسیار بیشتری بپردازیم.
توسعه منابع انسانی کمک میکند سازمان به جای اینکه همیشه منتظر نیروی آماده در بازار کار باشد، بخشی از نیازهای آینده خود را در داخل سازمان بسازد.
و این همان نقطهای است که منافع سازمان و کارکنان به یکدیگر میرسند.
سازمان به قابلیتهای جدید نیاز دارد.
کارکنان به فرصت رشد نیاز دارند.
یک سیستم توسعه خوب میتواند این دو نیاز را به یک مسیر مشترک تبدیل کند.
از امروز برای آینده سازمان آماده شوید
آینده سازمان شما را چه کسانی خواهند ساخت؟
و مهمتر از همه:
آیا سازمان شما برای رشد انسانهایی که آینده آن را میسازند، فرصت کافی ایجاد کرده است؟
ما در طراحی سیستم توسعه منابع انسانی، به شما کمک میکنیم تا پاسخ این پرسشها را پیدا کنید و از آموزشهای پراکنده و تصمیمهای مقطعی، به سمت یک سیستم منسجم برای رشد افراد و سازمان حرکت کنید.
چون باور داریم سازمانهای موفق فقط به دنبال بهترین عملکرد امروز نیستند؛
آنها ظرفیت ساختن آینده را در انسانهای خود ایجاد میکنند.
توسعه منابع انسانی؛ برای سازمانی که میخواهد هم رشد کند و هم فرصت رشد ایجاد کند.
ساختن سازمانهایی که برازنده انسانها باشد.
آموزش
طراحی مسیر شغلی
جانشین پروری
برنامه ریزی توسعه فردی (IDP)
توسعه شایستگی ها
نظام پیشنهادات و نوآوری